Online visitors
شب با تمام توش و توان وصلابتش
بر سرزمین تب زده آویخت
دیدم
سیماب صبحگاهی
از سر بلندترین کوهها
فرو میریخت
گفتم:
امید من!
برخیز و خواب را...
برخیز و باز روشنی آفتاب را...
(مصدق)
RSS